تبليغاتX
دانشجويان مديريت دانشگاه آزاد شیراز

businessmanagement

نگار

businessmanagement

http://businessmanagement.blogfa.com

دانشجويان مديريت دانشگاه آزاد شیراز

دانشجويان مديريت دانشگاه آزاد شیراز

دانشجويان مديريت دانشگاه آزاد شیراز

دانشجويان مديريت دانشگاه آزاد شیراز

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog

دانشجويان مديريت دانشگاه آزاد شیراز 
خانه آرشیو لینکستان پست الکترونیک تماس با ما
قالب وبلاگ ثبت دامنه آپلود عکس گالری تصاویر بلاگفا
ذخیره سازی علاقه مندی خانگی کن تبادل لینک RSS 2.0
نام کاربری:   کلمه عبور: 

موضوعات
 

 

 
 
 
افراد آنلاین
 

کل نمایش:
سايت هاي مرتبط با ما

 نویسندگان:
نگار
بابک
جدیدترین مطالب
   
آرشیو مطالب
   
  پنج توانمندي لازم در گستره كار رهبري
مرتبط با :
ارسال شده در: یکشنبه بیست و یکم مهر 1387

اين روزها اداره كردن سازمان هايي كه هم مسوول باشند و هم سودآور، كاري است دشوار. ما در دوراني زندگي مي كنيم كه سرشار از پيچيدگي و آشفتگي و آكنده از پيــشرفت هاي جهش آسـاي فـن آوري و سرشار از رقابت بين الملـلي است. نيروي كار روز به روز متنوع تر مي شود و ديد ما نسبت به كار، دائـماُ دست خوش تغيير و دگرگـوني مي شود. مشتريان توقع دارند كالاها و خدماتي كه به آن ها عرضه مي شـوند، بهتر، ارزان تر و سريع تر باشد. پس از برآوردن اين توقعات، باز تغييري ديگر از گوشه اي ديگر سر بر مي كشد و توجه همه را به خود جلب مي كند. همه مـا در عرصه اقتـصــادي جـديـدي كه ” دانايي “ نام دارد، فعاليت مي كنيم. در اين عرصه، انسان ها سرمايه معنوي محسوب مي شوند و پيشرفت امور منوط به آن ها است و تاوان سوء تدبير بسيار سنگين و گزاف است. در اين عرصه، سازمان هايي موفق مي شوند كه رهبران آن ها بتوانند اين سرمايه معنوي را بسيج كرده و گره از شايستـگي، آفرينندگي و تعـهد آن ها باز كنند .

مركز مديريت خلاق، در طي بيست سال كار با هزاران مدير از سـازمان هاي گوناگون، چند قابليـت و ظرفيـت را كه با رهبــري ثمربـخـش مرتبط است، مشخص كرده است. يكي از قديمي ترين آن ها، داشتن مهارت فني در اعلا درجه است يعني دانش اداره كسب و كار. اما ميزان مـاندگاري اين قابليت ها منـوط به ميـزان توانــايي كار بـا ديگران و غريزي بودن آن قابليت هاست. به عبارت ديگر، قابليت بايد ناشي از درك شخصي باشد.
اين قـابليت ها، كمتر قابل كمي شـدن هستنـد، قابليت هايي كه مثل چشـمه، زاينـده اند و بارها و بارها بروز مي كـنند و عامل اصـلي موفقيـت در رهبري فرهنگ هاي مختلف به شمار مي روند.

اين قابليت ها پنج خصيصه برجسته دارند :

1- خودآگاهي پيشرفته

شناخت تمامي توانايي ها و ناتوانايي هاي افراد و نحوه نفوذ آن ها در ديگران و نحوه پذيرفته شدن آن ها از سوي ديگران، كاري اسـت واجب. اثر اين كار مثل قرار دادن چند آينه در برابر فرد است تا هر طور كه ديگران او را مي بينند، خود را ببيند. آگاهي سبب مي شود تا رهبر، رفتارهايي را كه مانع اثربخشي مي شود، تغيير دهد و رفتارهايي را كه موجب بهبود اثربخشي مي شود، تقويت كند و براي رشد شخصي خود برنامه اي تهيه كند كه بتواند چند ماه يا چند سال دنبال شود. شرط نخست رهبري ثمربخش سازمان ها در دوران تحول و دگرگوني اين است كه رهبران ارشد ابتدا خود را متحول كنند. .

 

2- عادت به ترغيب بازخور

رهبران با تشويق ديگران، رؤسا، همكاران و زيردستان، به دادن بازخورهاي صحيح و سازنده، خودآگاهي را توسعه مي دهند. خودآگاهي مي تواند پايه تحول و عمل شخص باشد. اين نوع بازخور معمولا، و نه هميشه، از طريق ابزارهايي كه براي مقاصد خاص و با دقت ساخته مي شوند، به دست مي آيد. دادن و گرفتن بازخور، مهارتي است دشوار، به خصوص اگر بخواهيم به طور مفيد از آن اسـتفاده كنـيم. اما همان قدر كه اين كار دشـــوار است، ابــزاري است قوي براي كمك به كساني كه مي خواهند ظرفيت و توان رهبري را در خود تقويت كنند. زيرا گرفتن بازخور صحيح سبب مي شود كه فرد به نقاط ضعف و قوت خود، كه چه بسا از وجود آن ها ناآگاه است، پي ببرد. اين توانايي ها و ناتواني ها بر بهره وري سازمان هاي تابعه، اثر خوب يا بد بر جا مي گذارند. بازخور نبايد محدود و منحصر به روابط دو جانبه شود، بلكه مي تواند به عنوان ابزاري با ارزش، رفتار گروهي و كار دسته جمعي را بهبود بخشد. رهبراني كه در استفاده وسيع از اين ابزار، ماهر باشند، مي توانند به افراد و گروه ها كمك كنند تا آن ها ظرفيت ها و توانايي هاي ناشـناخته خود را بشناسنـد و آنــچه از نظــر ايشـان دست يافتني نيسـت، ملمـوس و دست يافتني كنـنـد. اين گونـه رهبــران بين وضــع موجود و وضع مطـلوب پل مي زننــد. اين هنـــر بسيــار نـــادر و كمـياب است اما داشتـن آن، نشــانه رهبـران و سازمان هاي موفق آينده است.

3- عطش يادگيري

استقبال از دانش جديد و اشتياق به تغيير رفتارها و ديدگاه ها بسـيار اهميت دارد. پژوهش هاي ما نـشان مي دهد كه بهترين آموزگار، تجربيات حين كار است. مسئله مهم، يادگيري روش استفاده هميشگي از اين تجارب و تغـيير رفتارها به اقتضاي آن تجارب است. محيط هايي كه از نظر يادگيري غني هستند، فـضـايي امـن به وجـود مي آورنــد كه فـرد در آن احسـاس نشـــاط مي كند و مي تواند ايـده هاي جديد و رفتارهاي جديد را در آن فضا بيازمايد و مي تـواند با عينـكي جديد به امور نگاه كند، يا با همان عينك سابق، اما با ديدي متـفاوت به آن ها بنگرد. اين چشم اندازهاي جديد باعث مي شود كه رهبر از دل اوضـاع آشـفته و درهم، معانـي و مفاهيم روشـني را كشف كند. در اين حالت و به خـصوص اگر اين يافتـه ها با ديگران در ميان گذاشته شود، رهبري به مفهومي توانمند تبديل مي شود.

4- تلفيق كار و زندگي

رهبري و زنـدگاني با هم رابـطه نزديك دارند، به همين علت، رهبران لايق بايد از خود دركي قوي داشته باشند، نه اينكه خود را افرادي بدانند كه فقـط با موقعيت شغلي شنـاختــه مي شـونـد. امـروزه مـرزي مشخص بيـن كار و زندگي وجود ندارد. بايد بين نيازهاي اجتماعي و خانوادگي و نيازهاي شغلي، موازنه برقرار كرد و يا اگر بخواهيـم دقيقتر بگوييم بايد اين نيازها را با هم تلفيـق كرد. معنـاي تلفيق، كوتاه كردن سـاعات كار نيست، زيرا ايـن كار در نظـر خيـلي از رهبران، هدفي واقع بينانه نيست. ايجاد تعادل مستلزم آسودگي خاطر در تمامي اين زمينه هاست، زيرا همه اين موارد از چشمه ارزش هاي شخصي نشأت مي گيرند.

5- حرمت نهادن به تفاوت هاي ديگران

براي آن كه رهبر جهان شمول بتواند در محيط در حال تولد جهاني، سودمند واقع شود، بايد از تفــاوت هاي شديـد افـراد و اوضـاع، آگاه و در عيــن حال نسبت به آن ها حسـاس باشد. توجه داريد كه منظور، تفاوت هايي مهمتر از تفاوت هاي زباني، سنتي و فرهنگي است، گو اينكه حسـاس بـودن به اين تفــاوت ها نيز مهـم است. اما منظوراصلي، توانايي تركيب و تكميل ديدگاه هاي گوناگون و احترام به آراء و ارزش هاي افراد است. آن چه كه اهميت دارد، علاوه بر خود آگاهي، بازخور، يادگيري، تركيب كردن كار و زندگي و احترام به تفاوت هاي ديگران، فراهم آوردن فرصت بالنـدگي براي اين ظرفيت هاست و اين هدف از راه برنامه هاي آموزشي و كارورزي، مشاوره و رايزني و غني كردن مشاغل به طوري كه به رشد افراد بيانجامد تأمين مي شود. اين كارها بايد به صورت بخشي از فرهنگ سازمان در آيد. از دل اين گونه سازمان ها در آينده، نسلي نو از رهبران جهاني سر بر خواهد كشيد.

 

 

منابع :

سازمان فردا . اثري از : بنياد پيتر دراكر

صفت هاي بايسته يك رهبر . جان ماكسول

نوشته شده توسط بابک ,

  ویژگی های سازمان های الکترونیکی
مرتبط با :
ارسال شده در: پنجشنبه یازدهم مهر 1387

 - مقدمه

هر اندازه كه فناورى روز به افق هاى جديدى دست مى يابد، دگرديسى جديدى در فرايند شكل گيرى سازمان ها و نهاد هاى سنتى در حوزه هاى مختلف ايجاد مى شود. سازمان هاى الكترونيكى، يكى از پديده هاى اخير سرزمين هاى ديجيتالى محلى و بين المللى است كه دولت هاى الكترونيكى جالبى را پديد آورده اند. دولت هايى كه قصد ارتباط با مخاطبان در فرمت هاى غيرحضورى، با توجيه سهولت و تسريع در امر ارتباطات و اطلاع رسانى و خدمات رسانى بهينه دارند.

2- سازمان هاى الكترونيكى (e_organizations)

سازمان های الکترونیکی سازمانهایی هستند که مأموریت کلی آنها، نيل به هدف، در راستاى عملكردهاى الكترونيكى منسجم، هماهنگ و نيمه متمركز است. يك كاربرد فزاينده از كسب و كار الكترونيكى كه توجه رسانه ها را خيلى جلب نكرده است، استفاده از اينترنت صرفاً براى اداره يك سازمان در حال فعاليت است. در واقع ميليون ها سازمان وجود دارند كه كالايى را تحت اينترنت نمى فروشند اما كاربردهاى كسب و كار الكترونيكى را براى بهبود ارتباطات با سهامداران داخلى و خارجى و انجام بهتر فعاليت هاى كسب و كار سنتى استفاده مى كنند.

3- قوانین جديد كسب و كار الكترونيكى

بهتر است قبل از اينكه بتوانيم درباره سازمان هاى الكترونيكى و اينكه چطور آنها بر مباحث رفتار سازمانى تاثير مى گذارند حرفى بزنيم، مطالبى كه درباره سازمان هاى الكترونيكى منحصر به فرد است را بيان كنيم. اين مطالب در شش قانون جديد كسب و كار الكترونيكى خلاصه مى شوند:

  1. هيچ قانونى وجود ندارد كه توسط همه پذيرفته شده باشد.
  2. مزيت به پيشتازان مى رسد. به مصداق دنياى واقعى، پرنده اى كه اول به طعمه برسد آن را مى گيرد.
  3. موفقيت به سرعت از دست مى رود. هرچقدر سرعت داشته باشيد باز به اندازه كافى سريع نيستيد. قبلاً «بزرگ، كوچك را مى بلعيد» اما امروز «سريع، كند را مى بلعد».
  4. قيمت ها تحت فشار دائمى قرار دارند. هزينه پايين تر ساختار سازمان هاى مبتنى بر اينترنت به آنها اجازه مى دهد تا محصولاتشان را نسبت به سازمان هاى سنتى پايين تر قيمت گذارى كنند. و اينترنت مقايسه خريد فورى را (در سايت هاى مقايسه- خريد از قبيل «pricescan.com» و «ebay.com») فراهم مى كند.
  5. مكان مطرح نيست. در گذشته افرادى را كه سازمان ها استخدام مى كردند، توليدكنندگان و مشتريان عموماً توسط محيط جغرافيايى تعيين مى شدند. براى مثال، سازمان ها كاركنان خود را ترغيب مى كردند كه در نزديكى محل كار خود زندگى كنند. اكنون كارفرمايان در محل هاى دور به بهترين و باهوش ترين افراد دسترسى دارند و افراد با استعداد هرگز مجبور به ترك محل سكونتشان براى تعقيب فرصت هاى شغلى به مكان هاى خيلى دور نيستند.
  6. اطلاعات منسجم همه چيز است. اينترنت و اينترانت ها روشى را كه اطلاعات به درون سازمان ها انتقال پيدا مى كرده اند تغيير داده اند. سيستم هاى اطلاعات باز و منسجم، سلسله مراتب هاى سازمانى سنتى را دور مى زنند و براى كارمندان و مديران كار پيگيرى پروژه ها را تسهيل، تصميم گيرى درونى را همگانى و سازمان ها را به توليدكنندگان، شريكان و مشتريان متصل مى كنند.

4- انزواى اجتماعى در فضای مجازی

علاوه بر اين شش تفاوت، بايستى آنچه را كه تناقض سازمان الكترونيكى نام دارد مطرح كرد. سازمان هاى الكترونيكى همچنين به خاطر اينكه دو فرايند متناقض با هم را در يك زمان به انجام مى رسانند، منحصر به فرد محسوب مى شوند. آنها انزواى كارمندان را افزايش مى دهند در عين اينكه اجتماع آنها را هم فراهم مى كنند.

اينترنت انزواى اجتماعى را به وجود مى آورد، و اين اثرات زيادى بر رفتار كار دارد. اما تعدادى از متخصصان در طراحى اطلاعات و كار استدلال كرده اند كه اينترنت همچنين گروه هاى افراد هم فكر و هم سليقه را ايجاد مى كند. اينترنت شبكه هاى اجتماعى را با شكستن موانع سازمانى و جغرافيايى ساخت دهى مجدد مى كند. اينترنت به كارمندان اجازه مى دهد تا به سهولت با ديگران در سازمانشان و خارج از آن همكارى كنند. براى مثال، تصميمات اخير توسط شركت هاى «فورد موتوركو» و «دلتاايرلاين» اين بوده است كه به كاركنانشان كامپيوترهايى ارائه كنند كه بتوانند با يك حق عضويت به اينترنت دسترسى پيدا كرده به طورى كه توانايى شان را براى ارتباط با همديگر افزايش داده و احساس همكارى را بين آنان تسهيل كند و مديريت نيز بتواند به آسانى با آنان ارتباط برقرار سازد. البته اين امر همچنين باعث مى شود كه كاركنان آسانتر شكايات را با هم در ميان گذاشته به گونه اى كه بتوانند به طور گروهى در مقابل مديريت متحد شوند.

5- اثرات سازمان های الکترونیکی بر کارکنان

اثرات سازمان هاى الكترونيكى بر كارمندان به چه صورتى است؟ سازمان هاى الكترونيكى بر كارمندان خود تاثيرات فراوان مثبت و منفى بسيارى مى گذارند. يكى از مهم ترين تاثيرات منفى و نقاط ضعف سازمان هاى الكترونيكى، نبود ارتباط فيزيكى و عاطفى و روانى كارمندان با روساى واحدها و حس نكردن سايه يك big brother به قول آمريكايى ها، بر سر كارشان است. البته تجارب برخى از سازمان هاى موفق در امور الكترونيكى را نبايد فراموش كرد. شركت گوگل با ايجاد اتاق هاى گفت و گو و كافى شاپ هاى مجلل مزين به مبل هاى توپى شكل، ساعت هاى كارى آزاد كاركنان خود را در اين اماكن شكل مى دهد و بستر را براى ارتباط فيزيكى كاركنان با يكديگر فراهم مى كند. در شركتى كه صدها نفر فقط در ساختمان مركزى آن مشغول به كار هستند و سازمان الكترونيكى تمام عيارى شكل گرفته است، ايجاد و مديريت تعامل فيزيكى كاركنان در محيط هاى فارغ از فرمت هاى ديجيتالى اصل بسيار مهم تلقى مى شود.

حال اينجا اين پرسش پيش مى آيد كه آيا رهبرى در يك سازمان الكترونيكى متفاوت از يك سازمان سنتى است؟ مديران سازمان هاى الكترونيكى كه در هر دو اين سازمان ها كار كرده اند، اين تفاوت را تائيد مى كنند. قطعاً در سازمان هاى الكترونيكى، رفتار سازمان مديران و اصول مديريتى با دگرديسى خاصى همراه مى شود. مديران در امر مديريت سازمان هاى الكترونيكى، قائل به چهار تفاوت مى شوند که عبارتند از: وجود چشم اندازى از آينده، انعطاف پذيرى، توانايى براى تامين انتظارات بالا و ساختار الکترونیکی.

  1. تمركز بر آينده نگرى: بنيانگذار شركت «پرايس لاين دات كام» مى گويد مسائل امروزى را فراموش كنيد. شما به مرحله اى رسيده ايد كه بايستى دائماً بر ايجاد مسائل آينده متمركز شويد. اين مستلزم رهبرى مبتنى بر چشم انداز و يك درك عميق است از اينكه چطور فناورى، در حال تغيير شغل رهبر است. بهترين رهبران يك نقشه ذهنى از صنعت، فرصت ها و ضعف ها ترسيم مى كنند و آنها اين نقشه ذهنى را دائماً بررسى مى كنند. رهبرى مبتنى بر چشم انداز بى ترديد در هر سازمانى مهم است. اما در يك محيط پرجنب و جوش افراد نياز بيشترى به چنين رهبرانى دارند. قوانين و سياست ها و رويه هايى كه سازمان هاى سنتى تر را ترسيم مى كنند جهت را به كارمندان نشان داده و عدم اطمينان را براى آنها كاهش مى دهند، اينچنين دستورالعمل هاى رسمى شده اى معمولاً در سازمان هاى الكترونيكى وجود ندارند. بنابراين وظيفه مديران الكترونيكى اين خواهد بود كه از طريق چشم اندازشان، جهت حركت را ارائه دهند.
  2. حفظ انعطاف پذيرى: رهبران الكترونيكى نياز به انعطاف پذيرى بالايى دارند. آنها مجبورند تا با فراز و نشيب ها سازگارى داشته و زمانى كه متوجه مى شوند كه كار به درستى انجام نمى شود، سازمانشان را تغيير جهت بدهند. آنها مجبور هستند تا تجربه اندوزى را تشويق كنند.
  3. چيره شدن بر انتظارات بالا: سرانجام رهبران الكترونيكى در يك دنيايى با انتظارات بالا زندگى مى كنند. سرمايه گذاران خصوصاً در شركت هاى «دات كام» انتظار رشد سريع سرمايه شان را دارند و زمانى كه يك كسب و كار الكترونيكى عمومى مى شود به طور شگفت انگيزى انتظارات بالاى بازار، به رهبران براى انجام تعهدات فشار زيادى وارد مى آورند. بازار براساس انتظارات و نه واقعيات شكل مى گيرد.
  4. ساختار الكترونيكى: تئورى اقتضايى (Contingency Theory) فيدلر را فراموش كنيد. سازمان هاى الكترونيكى منحصراً به ساختارهاى ارگانيك متكى هستند. آنها نياز شديد به ارتباطات عمودى، افقى، مورب، تيم هاى فراسلسله مراتبى و وظيفه اى و رسميت پايين براى كسب انعطاف پذيرى و آزادى عمل دارند. سازمان هاى الكترونيكى مبتنى بر ساختارهاى تيمى هستند كه حول پروژه ها طراحى مى گردند. اين سازمان ها نياز به كارمندانى دارند، كه تحمل ابهام را داشته و بتوانند در آشوب رشد كرده و مهارت هاى تيمى قوى را دارا باشند. در حقيقت يك نوع مديريت مارتيسى (Matrix Management) در اين سازمان ها كه ساختار الكترونيكى دارند حاكم است.

در سازمان هاى الكترونيكى كارمنديابى بسيار مهم است. كارمندانى كه توانايى كار فكرى پرمشقت و تحت فضاى ديجيتالى را ندارند و شديداً عاطفى هستند، مناسب اين كار نيستند. اكثر شركت هاى كسب و كار الكترونيكى يك روش تهاجمى را براى استخدام افراد به كار مى گيرند. آنها مديران ارشد را بيش از شركت هاى سنتى درگير اين مسئله مى كنند و به طور فعال ترى متقاضيان باصلاحيت را جست وجو مى كنند. جامعه پذير كردن كارمندان با مبانى كسب و كار الكترونيك از اهميت بسزايى برخوردار است. اين شكل حتى براى افرادى كه در سطح مديريتى نيز به كار گرفته مى شوند نيز وجود دارد. اگرچه اين افراد از تجربه كارى بالا برخوردارند، و چون از محيط هاى كارى سنتى آمده اند، بنابراين مدتى طول مى كشد تا با حال و هواى سازمان هاى الكترونيكى سازگار شوند. استفاده از تجارب سازمان هاى الكترونيكى موفق غربى، كشور را در مسير الكترونيكى شدن سازمان ها و نيل به دولت الكترونيك پاسخگو بهتر هدايت مى كند كه بايد به آن توجه كافى مبذول داشت. ايجاد مركز مديريت سايت هاى دولتى ايران در وب، نخستين گام در شكل گيرى سازمان هاى الكترونيكى در ايران به شمار مى رود.

با تشکر از سایت راهکار مدیریت

نوشته شده توسط نگار ,

درباره وبلاگ
 
 

 
لیست دوستان

مديريت ~ دانشگاه شيراز
دانشجويان مديريت صنعتي دانشگاه آزاد شيراز
چشمك
مديريت (عليزضا مجاهدي )
مديريت در هزاره سوم
مديريت آموزشي
مديريت در هزاره سوم ( محمد عندليب )
مدير 20
مدیریت بازرگانی- تجارت الکترونیک
انجمن علمي مديريت دولتي
مديريت
مدبر
مديريت بازرگاني
رخ انديشه
دانشگاه آزاد شيراز
دنياي مديريت
چينش
بانك جامع مقالات
مديريت ايراني
مديريت بازرگاني پيام نور گيلان
مدیریت بر مبنای 1842
جاويد
كانون سرمايه هاي فكري
دهكده اطلاعات
قالب وبلاگ
 

 
لینکستان

 
 
بخش ویژه






RSS

 
 
Copyrights This Blog  © 2008 | Designed By : ParsTheme.com