«پسرك دفترچه 40 برگ زرد رنگ رو تند تند ورق زد تا بالاخره انشا ء رو پيدا كرد. يه نگاه به معلم انداخت و گقت : بخونيم آقا... ؟ معلم همون طور كه سرش پايين بود گفت بخون!»
موضوع انشاء: نظر شما در مورد فرار مغزها چيست؟
به نام خدا؛
ما اول نمي دانستيم معني فرار مغز ها چيست. يعني اول فكر مي كرديم آدم بايد دچار يك حادثه و بيماري بشود تا مغزش فرار كند.
وقتي از عمويمان پرسيدم ايشان گفتند فرار مغز ها يعني رفتن مغز ها از ايران. بعد پيش خودمان فكركرديم وقتي مغز هايمان از ايران برود يعني بي مغز هايمان مي مانند!! شايد منظور اين باشد كه حواسمان ايران نباشد، مثل پسر دائیمان كه هي حواسش پيش موبايلش است كه هميشه روي ويبره است و هي برايش پيام مي آيد،آن وقت اگر حواسمان نباشد خيلي اتفاقات بدي مي افتد.
اما وقتي از خواهر بزرگمان پرسيدم،گفت فرار مغز ها يعني رفتن آدمهاي باهوش وبا سواد از ايران، پس اين آدمها اگر باهوش هستند چرا از ايران مي روند ؟ مگر اينجا بد است؟
از شوهر عمه مان پرسيدم چرا بعضي آدمها از ايران مي روند؟ گفت: چون در مملكت خودشان هيچی نشدند مي روند خارج شايد آنجا چيزي بشوند. شوهر عمه ما دو سال است كه كار نمي كند او در خانه استراحت مي كند. او چند خانه ساخته است و بجاي آنكه او كار بكند قيمت خانه هايش
هي زياد و زياد تر مي شود و واضح و مبرهن است وقتي آدم در مملكت خود چيزي نشود در جاي ديگر يقيناً چيزي نمي شود.
از پدرمان پرسيدم چرا بعضي آدمها از ايران مي روند؟ پدرمان گفت: بعضي ها براي تحصيل از ايران
مي روند. ما گفتيم: خوب، پس وقتي درسشان تمام شد بر مي گردند؟
پدر مان گفتند: نه، معمولاً ديگر بر نمي گردند. ما پرسيديم : چرا؟ ايشان گفتند: وقتي سوادشان بيشتر شود آن وقت مي فهمند كه اصلاً چرا بايد برگردند، آنجا راحت تر زندگي مي كنند.
وقتي از پسر دائيمان پرسيدم چرا آدم ها از ايران مي روند؟ او گفت براي آنكه در خارج از ايران آزادي هست. اما نمي دانم چرا موبايلش ويبره زد و او مجبور شد برود...
ديروز وقتي با سرويس مان آقا هاشم مي رفتيم، ايشان مثل هميشه لايي مي كشيدند كه يك آقاي پليس ما را گرفت. آقا هاشم هي از آقاي پليس معذرت خواهي كرد. جان مادر و بچه هاي آقاي پليس را قسم داد، آقاي پليس هم او را بخشيد، وقتي آقا هاشم در ماشين نشست هي مي خنديد، او گفت : بخدا هيچ كجا وطن نميشه!... اگه الان ژاپن بود ... ما را .... !!!
من تا الان فهميدم كه ايران براي شوهر عمه مان كه در خانه نشسته است خيلي خوب است. براي آقا هاشم كه بد رانندگي مي كند هم خيلي خوب است. اما براي آدمهايي كه سواد شان زياد بشود و آدمهايي كه آزادي مي خواهند بد است. اما هنوز نفهميدم مغز ها چرا از ايران فرار مي كنند.
پايان.
«معلم هنوز سرش پایین بود . تموم شدن انشا رو نفهمید....پیش خودش فکر می کرد به کی رو بندازه ماموریت مالزی رو واسش جور بکنه....!!»
سلام
بیشتر مخاطبان این وب لاگ آقایون بوده اند والبته یکی از نویسندگان این وب هم همینطور. این باعث افتخارهست برای من .![]()
میلاد با سعادت امام علی (ع) و روز پدر و البته مرد رو به همگی تبریک میگم و امیدوارم در آینده ای نه چندان دور پدری مهربان و وظیفه شناس شوید و باعث افتخار برای فرزندان .
همیشه خوب و خوش باشین .

مشتريان ما به زبانهاي مختلفي سخن مي گويند. ايشان از ادبيات متفاوتي براي كلام گفتن بهره مي گيرند. اگر حرف مشتري را خوب گوش كنيم ، مي توانيم با توجه به لحن گفتار ايشان درك فراتري از آنچه مي خواهند به گوش ما برسانند، داشته باشيم.
آيا همه حرفهاي مشتريان ما بايد منطقي ، اصولي و مرتبط با موضوع باشد؟ اگر مشتري چيزي مي گويد كه به نظر مسخره و بي ربط است ، يا شكايتي عجيب را طرح مي كند، چگونه برخوردي شايسته اوست؟ يك اتفاق نادر براي يك مشتري و پيام بظاهر احمقانه او مي تواند روشنگر مسير بهترين و زبده ترين مهندسان جنرال موتورز باشد. مثال ساده اي كه نقل شد، تاكيد بر اين موضوع دارد كه مشتري بهترين راهنما و كمك ما در بهتر شدن محصول و خدمات شرکت ماست. اگر در پي نوآوري هستيم ، بايد به طور جدي سازوكار «خوب گوش دادن» و «شنيدن» صداي مشتري را طراحي كنيم. شما مشتريان خود را مي شناسيد؟ صدايشان به گوشتان مي رسد؟
حساسيت خودرو به بستني وانيلي
بخش پونتياك شركت خودروسازي جنرال موتورز شكايتي را از يك مشتري با اين مضمون دريافت كرد: اين دومين باري است كه برايتان مي نويسم و براي اين كه بار قبل پاسخي نداده ايد، گلايه اي ندارم ؛ چراكه موضوع از نظر من نيز احمقانه است! به هر حال ، موضوع اين است كه طبق يك رسم قديمي ، خانواده ما عادت دارد هر شب پس از شام به عنوان دسر بستني بخورد. سالهاست كه ما پس از شام راي گيري مي كنيم و براساس اكثريت آرا، نوع بستني انتخاب و خريداري مي شود. اين را هم بايد بگويم كه من به تازگي يك خودروي شورولت پونتياك خريده ام و با خريد اين خودرو، رفت و آمدم به فروشگاه براي تهيه بستني دچار مشكل شده است. لطفا دقت بفرماييد! هر دفعه كه براي خريد بستني وانيلي به مغازه مي روم و به خودرو بازمي گردم ، ماشين روشن نمي شود؛ اما هر بستني ديگري كه بخرم ، چنين مشكلي نخواهم داشت. خواهش مي كنم درك كنيد كه اين مساله براي من بسيار جدي و دردسرآفرين است و من هرگز قصد شوخي با شما را ندارم. مي خواهم بپرسم چطور مي شود پونتياك من وقتي بستني وانيلي مي خرم ، روشن نمي شود؛ اما با هر بستني ديگري راحت استارت مي خورد؟
مدير شركت به نامه دريافتي از اين مشتري عجيب ، با شك و ترديد برخورد كرد؛ اما از روي وظيفه و تعهد، يك مهندس را مامور بررسي مساله كرد. مهندس خبره شركت ، شب هنگام پس از شام با مشتري قرار گذاشت. آن دو به اتفاق به بستني فروشي رفتند. آن شب نوبت بستني وانيلي بود. پس از خريد بستني ، همان طور كه در نامه شرح داده شد، ماشين روشن نشد!مهندس جوان و جوياي راه حل ، 3 شب پياپي ديگر نيز با صاحب خودرو وعده كرد. يك شب نوبت بستني شكلاتي بود، ماشين روشن شد. شب بعد بستني توت فرنگي و خودرو براحتي استارت خورد. شب سوم دوباره نوبت بستني وانيلي شد و باز ماشين روشن نشد! نماينده شركت به جاي اين كه به فكر يافتن دليل حساسيت داشتن خودرو به بستني وانيلي باشد، تلاش كرد با موضوع منطقي و متفكرانه برخورد كند. او مشاهداتي را از لحظه ترك منزل مشتري تا خريدن بستني و بازگشت به ماشين و استارت زدن براي انواع بستني ثبت كرد. اين مشاهده و ثبت اتفاق ها و مدت زمان آنها، نكته جالبي را به او نشان داد: بستني وانيلي پرطرفدار و پرفروش است و نزديك در مغازه در قفسه ها چيده مي شود؛ اما ديگر بستني ها داخل مغازه و دورتر از در قرار مي گيرند. پس مدت زمان خروج از خودرو تا خريد بستني و برگشتن و استارت زدن براي بستني وانيلي كمتر از ديگر بستني هاست.
اين مدت زمان مهندس را به تحليل علمي موضوع راهنمايي كرد و او دريافت پديده اي به نام قفل بخار( Vapor Lock ) باعث بروز اين مشكل مي شود. روشن شدن خيلي زود خودرو پس از خاموش شدن ، به دليل تراكم بخار در موتور و پيستون ها مساله اصلي شركت پونتياك و مشتري بود.
یه ترم دیگه هم تموم شد خوب یا بد قضاوتش با شما .
بیشتر روی صحبتم با دانشجوهای رشته مدیریت ( بازرگانی - صنعتی ) دانشگاه آزاد شیراز هست . اگه دوست دارین ارزیابی در مورد اساتید و مدیر گروه داشته باشین .
ارزیابی یکی از عناصر مهم در مدیریت هست . هر چه می خواهد دل تنگت بگو.
هیچ مسولیتی در قبال نظرات وجود ندارد .این یک بحث آزاد هست .

