تبليغاتX
دانشجويان مديريت دانشگاه آزاد شیراز
حلالم کنین شنبه پانزدهم فروردین 1388 1:25
 

سلام به همه دوستان مهربان و همیشگی :

کم کم دارم به لحظه رفتن به یه سفر رویایی نزدیک میشم و دلم پر شده از یه عالمه استرس و نگرانی و در مقابلش هم شوق و شادی .یه جورایی اینا همه با هم قاطی شدن و یه حس جدید رو ساختن که هر چی میگردم تا یه اسمی براش پیدا کنم موفق نمیشم نمی دونم واقعا اسم نداره یا من اسمشو بلد نیستم !!! رفتن به این سفر آرزوم بود و هزار بار ممنون خدا هستم که این دعوت نامه رو برام فرستاد بدون اصرار و التماس زیاد همیشه اینجوری نیست ولی مطمئنم این بار یه ضامن محکم و درست حسابی داشتم که این کار انجام شده اینو خوب میدونم که توی این قضیه پدر و مادرم نقش مهمی داشتن و خواستم از خدا اینه که باعث افتخارشون باشم نه مایه آبرو ریزیشون توی یه کلام دختر خوبی باشم  تا الانش خیلی سعی کردم و خدا هم یاریم کرده (پس یعنی دختر خوبی بودم)

گفتم توی این دنیای مجازی به سر و ته یه طلب حلالیت از همه بکنم تا مبادا کسی رو رنجیده خاطر کرده باشم . بدیمو خواهشا التماسا نادیده بگیرین خوبیامو هم زیاااااااااااااااد یادتون باشه  . خلاصه که حلالم کنین . اینو میگن یه خدافظی دسته جمعی از همه دنیا حتی شمایی که اولین باره اومدی توی این وبلاگ . یه موقع جای گله ای نمونه که یه نفرو از قلم انداخته باشم !

همه دوستامو دوست دارم برا همین شدین دوستام . مواظب خودتون باشین .

آرزوهای قشنگتون دست یافتنی . میرم خونه خدا که دستم به آرزوهام برسه یا دستمو دراز کنه یا آرزوهامو نزدیک .

خدا زیبای بزرگ پشت و پناهتون .(حالا راحت تکیه بده تکیه گاهت محکمه مطمئن باش)

نوشته شده توسط نگار   | لینک ثابت |

می خواهم وقتی بزرگ شدی، مثل این مداد بشوی سه شنبه چهارم فروردین 1388 13:38

 

پدر بزرگ، درباره چه می نویسید؟

-درباره تو پسرم، اما مهمتر از آن چه می نویسم، مدادی است که با آن می نویسم.

می خواهم وقتی بزرگ شدی، مثل این مداد بشوی.

پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید:

اما این هم مثل بقیه مداد هایی است که دیده ام !

پدر بزرگ گفت: بستگی دارد چطور به آن نگاه کنی،

در این مداد پنج صفت هست که اگر به دستشان بیاوری، برای تمام عمرت با دنیا به آرامش می رسی :

صفت اول:

می توانی کارهای بزرگ کنی، اما هرگز نباید فراموش کنی که

دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدایت می کند.

اسم این دست خداست، او همیشه باید تو را در مسیر اراده اش حرکت دهد.

 صفت دوم:

باید گاهی از آن چه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی.

این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تیز تر می شود

و اثری که از خود به جا می گذارد ظریف تر و باریک تر،

پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی، چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی.

 صفت سوم:

مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه، از پاک کن استفاده کنیم.

بدان که تصحیح یک کار خطا، کار بدی نیست،

در واقع برای این که خودت را در مسیر درست نگهداری، مهم است.

 صفت چهارم:

چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است پس همیشه مراقب باش درونت چه خبر است و سرانجام

پنجمین صفت مداد:

همیشه اثری از خود به جا می گذارد.

پس بدان از هر کارت در زندگی ردی به جا می گذاری. سعی کن حرکات تو هشیارانه باشد.

بدان که چه می کنی ! !

نوشته شده توسط نگار   | لینک ثابت |

Free counter and web stats